(بَ)

اسمویرایش

  1. با

فارسیویرایش

ریشه‌شناسیویرایش

  1. بلند.
  2. نزد.

پیشوندویرایش

  1. هنگام.

منابعویرایش

  • فرهنگ لغت معین

(بِ رِّ)

ریشه‌شناسیویرایش

اسمویرایش

  1. نیکی، نیکوکا

ریشهویرایش

منابعویرایش

  • فرهنگ لغت معین

(بُ رّ)

ریشه‌شناسیویرایش

  1. گندم.

منابعویرایش

  • فرهنگ لغت معین

(بَ رّ)

ریشه‌شناسیویرایش

  1. خشکی، دشت، بیابان.

منابعویرایش

  • فرهنگ لغت معین

(~.)

ریشه‌شناسیویرایش

  1. بار درخت، میوه.

منابعویرایش

  • فرهنگ لغت معین

(~.)

ریشه‌شناسیویرایش

  1. سینه.
  2. آغوش، کنار.
  3. طرف، جانب.
  4. ضلع خارجی زمین یا ساختمان که به طرف کوچه یا خیابان راه باشد.

منابعویرایش

  • فرهنگ لغت معین

یخ نوشتن (بَ. یَ. نِ وِ تَ)

  1. بیر. ویر:
  2. حفظ.
  3. به خاطر نگاه داشتن.

منابعویرایش

  • فرهنگ لغت معین

بر بن مضارع فعل بردن است.

بر بن مضارع فعل بریدن است.

آوایشویرایش

الگو:-پیش-فا-/نو

  1. بر روی چیزی

برگردان‌هاویرایش

صفتویرایش

  1. نیکوکار، نکوکردار.

منابعویرایش

  • فرهنگ لغت معین

(~.)

ریشه‌شناسیویرایش

  1. کنار

برگردان‌هاویرایش

مصدر لازمویرایش

  1. کنایه از: به هیچ شمردن، نابوده انگاشتن.

منابعویرایش

  • فرهنگ لغت معین

و بوم (بَ رُ)

اسم مرکبویرایش

  1. زمین، سرزمین.

منابعویرایش

  • فرهنگ لغت معین

(بُ)

  1. ریشة فعل «بریدن»
  2. عمل جدا کردن ورق‌های بازی.

صفت فاعلیویرایش

  1. در ترکیب به معنی «برنده» آید: چوب بر، آهن بر. ؛~خوردن جابه جا و در هم آمیخته شدن کارها یا ورق‌های بازی.

منابعویرایش

  • فرهنگ لغت معین

(~.)

اسمویرایش

  1. میوه، ثمره

برگردان‌هاویرایش

انگلیسی
upon