(کِ لَّ)

فارسیویرایش

ریشه‌شناسیویرایش

  1. کلة

اسمویرایش

  1. روپوش، پشه بند، سایبان،

جمعویرایش

  1. کِلَل.

منابعویرایش

  • فرهنگ لغت معین

(کَ یا کِ لِ)

  1. بخیه کردن خیاط جامه را.
  2. هر مرتبه‌ای که سوزن را بر جامه فرو برند و برآرند.

منابعویرایش

  • فرهنگ لغت معین

(کَ لِ)

  1. اجا
  1. شرم مرد، ذکر.

منابعویرایش

  • فرهنگ لغت معین

(کَ لَّ یا لُِ)

  1. سر، رأس (اعم از انسان یا حیوان)
  1. هر چیز گرد.
  2. هوش، عقل.
  3. جمجمه (جانوری)
  1. ویژگی آجری که از عرض چیده شده باشد ؛ ~ی کسی بوی قرمه سبزی دادن کنایه از: توقعات و انتظارات فزون تر از حد خود در سر پروراندن، داخل سیاست شدن و سخنان ضد حکومت گفتن. ؛ ~ی کسی گرم شدن کنایه از: مست شدن. ؛پس ~ی کسی زدن کنایه از: کسی را به کاری واداشتن.

منابعویرایش

  • فرهنگ لغت معین

(کَ لَ یا لِ)

  1. رخساره، روی، چهره.
  2. گوی که در وقت خندیدن بر دو طرف روی پیدا شود.

منابعویرایش

  • فرهنگ لغت معین

(کُ لَ هْ)

قیدویرایش

  1. دیگدان.

منابعویرایش

  • فرهنگ لغت معین

(کُ لَ یا لِ)

صفتویرایش

  1. کوتاه، ناق
  1. بی دم، بی دسته.

اسمویرایش

  1. مخفف کلاه.

منابعویرایش

  • فرهنگ لغت معین

برگردان‌هاویرایش

انگلیسی
pate