فارسیویرایش

(بِ تَ)

صفتویرایش

  1. آبستان:
  2. حامله، باردار.
  3. پنهان، پوشیده. ؛~شب ~ است (کن.)
  1. وقوع حوادث تازه محتمل

استعارهویرایش

منابعویرایش

  • فرهنگ لغت معین

آبستنویرایش

  1. فارسی:
باردار / حامله / انسان یا حیوان ماده‌ای که به سبب تماس جنسی با جنس نر، جنین در رحم داشته باشد.
  1. تشریح
(آبستن)

از ترکیب (آب)

+ (استن ← ستاندن)

و به معنای (آب ستانده)

  1. است.
مقصود از (آب)

در این ترکیب، (منی)

نرینه یا (اسپرم)

  1. است نه آب معمولی.

برگردان‌هاویرایش

ایتالیایی

صفتویرایش

incinta

انگلیسی
pergnant