(خَ فِ)

پهلوی

ویرایش
  1. خ

فارسی

ویرایش

ریشه‌شناسی

ویرایش
  • پهلوی
  • واژه خفه مربوط به فعل خفیدن است(xafidan, “to choke; to cough”)از زبان پروتوایرانی *xaf در گذشته شکل این واژه خپه بود بعد ها  به شکل خفه تغییر کرده است.
  1. خبه:
  2. گلو فشرده، کسی که به خفگی دچار شده باشد.
  3. تاریک، دلگیر.
  4. دارای رطوبت و گرما یا آلودگی زیاد.

(عا.)

  1. ساکت باش.

منابع

ویرایش
  • فرهنگ لغت معین

چونگ، جانی (2007) فرهنگ ریشه‌شناسی فعل ایرانی (سری فرهنگ لغت ریشه‌شناسی هند و اروپایی لیدن؛ 2)، لیدن، بوستون: بریل، ، صفحه 440

برگردان‌ها

ویرایش
ایتالیایی

tetro

انگلیسی
sultry