فارسیویرایش

ریشه‌شناسیویرایش

  • پهلوی

آوایشویرایش

  • [تَل/ آیه]

اسمویرایش

طلایه

  1. مقدمه و پیش‌رو سپاه.
  2. بخش پیش‌رو لشکر برای نگهداری سپاه از هجوم ناگهانی. کارآگاه.
    چو گردون تهی شد ز خورشید و ماه ..... طلایه برون شد ز هر دو سپاه
  3. آن چه که بدان طلا کنند، دارویی که بر اندام مالند.

ریشه شناسی ۲ویرایش

  • عربی

اسمویرایش

  1. تحریف شدة طلیعة عربی، مقدمة لشکر، پیشروان لشکر که برای شناسایی اوضاع و احوال دشمن فرستاده می‌شوند.

منابعویرایش

  • فرهنگ لغت معین

برگردان‌هاویرایش