(هَ)

فارسیویرایش

ریشه‌شناسیویرایش

اسمویرایش

عدد اصلی میان شش و هشت (۷)

  1. ~ قلم آرایش کردن آرایش تمام، بزک کامل. ؛ ~ پادشاه را خواب دیدن کنایه از: به خواب عمیق فرو رفتن. ؛ ~ کفن پوساندن مدت‌ها پیش مردن.

منابعویرایش

  • فرهنگ لغت معین

(هُ)

  1. دمی از آب، شربت ؛ شراب و مانند آن‌ها که فرو کشند، جرعه، قورت.

منابعویرایش

  • فرهنگ لغت معین

(هِ)

  1. اندک خشکی ای که بعد از تری به هم رسند.

منابعویرایش

  • فرهنگ لغت معین

اسمویرایش

  • عدد بزرگتر از شش کمتر از هشت.

برگردان‌هاویرایش

تلفظویرایش

انگلیسی
seven