انگلیسیویرایش

آوایشویرایش

اسمویرایش

champion (جمع champions)

  1. قهرمان
    • There was complete chaos when the world champions arrived at the airport
  2. پهلوان

فعلویرایش

champion (سوم شخص مفرد حال ساده champions، حال استمراری championing، گذشته ساده و گذشته استمراری championed)

  1. پشتیبانی کردن
  2. مبارزه کردن
  3. قهرمانی کردن، مانند یک قهرمان رفتار کردن