انگلیسیویرایش

اسمویرایش

collect (جمع collects)

  1. یه دعای کوتاه که در برخی جشن‌های مسیحی خوانده می‌شود.

صفتویرایش

collect (مقایسه‌ای نیست)

  1. یه نوع تماس تلفنی که هزینه تماس توسط دریافت‌کننده‌ی تماس پرداخت می‌شود:
    I'd like to make a collect call.
    She called me collect.

برگردان‌هاویرایش

فعلویرایش

collect (سوم شخص مفرد از حال ساده collects, حال استمراری collecting, گذشته ساده و اسم مفعولی collected)

  1. گرفتن و نگهداشتن چیزهایی از یه نوع مانند تمبر یا سکه به‌عنوان سرگرمی:
    She collects dolls.
    So when did you start collecting antique glass?
  2. کنارهم آوردن چیزهایی از جاهای مختلف یا دوره‌های مختلف:
    After the party I collected (up) bottles from various parts of the house.
    These china ornaments just collect dust.
  3. خواستن پول‌دادن از مردم برای چیزی، برای نمونه یه خیریه:
    We're collecting (money) for the homeless.

برگردان‌هاویرایش