(بُ)ìq

فارسیویرایش

بَرْج :(barj) در گویش تونی و گویش گنابادی یعنی مقایسه ، سنجیدن ، اندازه گیری

ریشه‌شناسیویرایش

اسمویرایش

  1. جای بلندی که برای نگهبانی عمارت و قلعه درست کنند.
  2. قلعه، د ژ.
  3. هر یک از دوازده برج منطقة البروج که خورشید هر ماه در یکی از آن‌ها قرار می‌گیرد:
  4. حمل (فروردین)
  1. ثور (اردیبهشت)
  1. جوزا (خرداد)
  1. سرطان (تیر)
  1. اسد (مرداد)
  1. سنبله (شهریور)
  1. میزان (مهر)
  1. عقرب (آبان)
  1. قوس (آذر)
  1. جدی (دی)
  1. دلو (بهمن)
  1. حوت (اسفند)

جمعویرایش

  1. بروج، ابرا

جمعویرایش

منابعویرایش

  • فرهنگ لغت معین

(بَ)

اسمویرایش

  1. کنایه از: هزینه‌های بی مورد و بی جا.

منابعویرایش

  • فرهنگ لغت معین

عربیویرایش

تلفظویرایش

برج /بُرج/

اسمویرایش

  1. سازه‌ای بلند برای اسکان یا دفاع
  2. ستون

مترادف‌هاویرایش

برگردان‌هاویرایش

ایتالیایی

اسمویرایش

torre

انگلیسی
tower