اسمویرایش

  1. مکعبی کوچک دارای شش سطح که روی هر سطح تعدادی نقطه وجود دارد. به تعداد عددی که تاس نشان می‌دهد، مهره را در بازی نرد، حرکت می‌د

فارسیویرایش

تاس :(tas) در گویش گنابادی یعنی کاسه ای که بزرگ تر از پیاله و از جنس مس است

ریشه‌شناسیویرایش

  1. کاسة مسی، بادیه.

منابعویرایش

  • فرهنگ لغت معین

صفتویرایش

  1. بی مو، سر تاس.

منابعویرایش

  • فرهنگ لغت معین

اسمویرایش

  1. اضطراب، بی تابی.
  2. اندوه.

منابعویرایش

  • فرهنگ لغت معین

برگردان‌هاویرایش

انگلیسی
dice