به گوش (~. بِ)

فارسیویرایش

ریشه‌شناسیویرایش

صفت مرکبویرایش

  1. مطیع، فرمانبردار.

منابعویرایش

  • فرهنگ لغت معین

(حَ قِ)

ریشه‌شناسیویرایش

  1. حلقة

اسمویرایش

  1. چَنبَر
  2. هرچیز مدور و دایره شکل که میان تهی باشد.
  3. دایره.
  4. انجمن، مجلس، گروه.
  5. زره.

منابعویرایش

  • فرهنگ لغت معین

برگردان‌هاویرایش

ایتالیایی

اسمویرایش

anello

انگلیسی
wisp