فارسیویرایش

ریشه‌شناسیویرایش

آوایشویرایش

اسم خاصویرایش

قارن

  1. ~ سردار نوذر و والی ری در شاهنامه است. محاصره دهستان توسط قوای پشنگ سه شبانه روز طول کشید، نوذر و فرماندهانش داخل حصار گیر افتاده بودند. شب دوم جنگ قارن پیش نوذر آمد و اجازه خواست تا به پارس برود و از شبستان شاهی دفاع نماید ولی نوذر راضی نشد و به قارن چنین گفت:
    بدو گفت نوذر که این رای نیست ..... سپه را چو تو لشکر آرای نیست

مترادف‌هاویرایش

واژه‌های مشتق‌شدهویرایش

  • قارن‌ رزم‌زن
  • قارن کاوگان
ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ قارن دارد

منابعویرایش