انگلیسیویرایش

فعلویرایش

hibernate (سوم شخص مفرد از حال ساده hibernates, حال استمراری hibernating, گذشته ساده و اسم مفعولی hibernated)

  1. (فعل لازم) سپری کردن زمستان در بی‌هوشی.
  2. (فعل لازم) (رایانش) وارد شدن به حالت انتظار که انرژی را بدون از دست دادن اطلاعات حافظه، ذخیره می‌کند.
    Your computer hibernates after it has been idle for the specified amount of time.‎

برگردان‌هاویرایش