فارسیویرایش

ریشه‌شناسیویرایش

اسمویرایش

  1. رود کوچک.

منابعویرایش

  • فرهنگ لغت معین

(جَ وّ)

ریشه‌شناسیویرایش

  1. کنایه از: اوضاع و احوال.

منابعویرایش

  • فرهنگ لغت معین

(جُ)

  1. گیاهی از خانوادة گندمیان جزو دستة غلات که دارای سنبلة ساده‌ای

استعارهویرایش

منابعویرایش

  • فرهنگ لغت معین

اسمویرایش

  1. جوغ. یوغ. جغ. جوه: چوبی که به وقت شیار کردن زمین بر گردن گاو گذارند.

منابعویرایش

  • فرهنگ لغت معین

برگردان‌هاویرایش

برگردان‌هاویرایش

عربیویرایش

  1. هوای گرداگرد زمین، اتمس

جو :(jow) در گویش تونی و گویش گنابادی به معنای ای جان ، جان ، آفرین ، احسنت ، دل و قلب ،واژه ای است که برای ابراز در موقعیت شهوت انسان با دیدن زن یا دختر یا پسری خوشگل بکار میرود.

ایتالیایی

اسمویرایش

orzo

انگلیسی
grain