یک شیر نر
شیر آب
یک لیوان شیر

فارسیویرایش

ریشه‌شناسیویرایش

  • پیش هند و ایرانی

آوایشویرایش

  • [شِیر]

اسمویرایش

شیر

  1. شیر ممکن است در مفهوم جانور، تصحیف شده بشیر باشد.
    مسافران قدیم به تجربه دریافته بودند وقتی به دشت خالی و پر سکوت می‌رسند آنجا ممکن است مأمن و مسکن شیری باشد بدین سبب یا از آن مسیر عبور نمی‌کردند یا برای مقابله با خطر حمله شیری خود را آماده می‌کردند‌‌.

ریشه‌شناسی۲ویرایش

مایع

  • پارسی میانه (پهلوی) شیر (با یاء معلوم)
  1. مایعی سفید زنگ. و مغذی با طعم شیرین که از پستان‌های پستانداران ماده پس از زایمان ترشح می‌شود.
  2. مایعی خوراکی است که توسط غدد پستان پستانداران تولید می‌شود. شیر غذای اصلی نوزادان را تشکیل می‌دهد که هنوز توانایی گوارش غذاهای گوناگون را ندارند.
  • پارسی میانه (پهلوی) شیر (با یاء مجهول) و نیز شـَگر

جانور

  1. پستانداری است وحشی و گوشت خوار از راستة گربه سانان که بسیار نیرومند و چابک.
  2. جانوری نیرومند با سری بزرگ، پاهای بزرگ و قوی و دمی بلند از جنس پلنگ‌شکلان است.

استعارهویرایش

  1. نر آن یال دارد.
  2. شیر پاک خورده کنایه از : اصیل و با اصل و نسب، با حسن نیت و خوش عمل.
  3. از شیر مرغ تا جان آدمی‌زاد: کنایه از چیزی که یافتنش محال باشد.
  4. (عا): موفق، پیروز. ؛ ~ بچه کنایه از آن که با وجود جوانی بسیار شجاع و دلیر
  5. شیر کردن کسی برانگیختن آن کس، تشجیع و تحریک کردن وی. ؛ ~و خط انداختن قرعه کشیدن یا فال زدن یا قمار کردن. (در سکه‌های رایج پیش از انقلاب اسلامی بر یک روی نقش شیر و خورشید و بر رویة دیگر ارزش سکه به خط عادی حک شده بود)

اسمویرایش

ابزار

  1. ابزاری فلزی که به لوله‌های گاز یا آب برای باز یا بستن آن وصل می‌کنند. ؛ ~فلکه شیر قطع و وصل یا تنظیم جریان سیال با دسته‌ی دایره‌ای شکل.
  2. وسیله‌ای برای باز و بست، تنظیم و کنترل جریان مایعات یا گازها به کار می‌ر‌ود.

منابعویرایش

  • فرهنگ لغت معین

––––

برگردان‌هاویرایش

––––