فارسیویرایش

ریشه لغتویرایش

  • فارسی

آوایشویرایش

  • /چَپ/

  اسمویرایش

چپ

  1. ویژگی سمتی که وقتی رو به شمال می‌ایستیم، در غرب واقع می‌شود، مقابل راست.
  2. چشمی که انحراف دارد، لوچ، دوبین، احول، کج، ناراست. طرف چپ، سمت چپ. واژگون، کسی که با دست چپ کار می‌کند.
  3. اصطلاحی سیاسی و آن عنوانی است برای تمام کسانی که در مرام‌های سیاسی خود خواستار دگرگونی‌ها و تحولات انقلابی و تند می‌باشند.

  صفتویرایش

  1. واژگون، واژگون شدن اتومبیل، چپ کردن ماشین.
  2. کسی که با دست چپ کار می‌کند، چپ دست.
  3. چِپَ: در گویش گنابادی به معنای برعکس و برخلافِ هم میباشد.

  استعارهویرایش

  1. چپ افتادن با کسی کنایه از: با کسی بد شدن.

––––

برگردان‌هاویرایش

منابعویرایش

  • فرهنگ بزرگ سخن
  • فرهنگ لغت معین