(مُ صَ دَّ)

فارسیویرایش

ریشه‌شناسیویرایش

(اِمف.)

  1. داشته شده، درصدر قرار داده.
  2. آنکه به ریاست و صدارت رسیده.
  3. کسی که در صدر جای دارد، صدرنشین.

منابعویرایش

  • فرهنگ لغت معین

(مَ دَ)

ریشه‌شناسیویرایش

  1. فعلی است بدون زمان و ضمائر.

جمعویرایش

  1. مصادر.

منابعویرایش

  • فرهنگ لغت معین

عربیویرایش

اسمویرایش

  1. جای بازگشت.
  2. سرچشمه، منب

برگردان‌هاویرایش

انگلیسی
orderly