فارسیویرایش

ریشه لغتویرایش

  • پارسی میانه (پهلوی)

آوایشویرایش

  • /مادَر/

  اسمویرایش

مادر

  1. زنی که از او فرزند یا فرزندانی به وجود آمده باشد، یا دارای فرزند است؛ مام، والده، ام.
    مادر در زبان معیار باستان نیز به صورت ما - دٓر صرف می‌شده ولی کنایه از بوسه چیدن بوده، و چون مادرها از سوی فرزندان بوسه باران می‌شوند لذا مادٓر به مادر تغییر تفهیم یافته.
  2. در فارسی میانه ماتر، در فارسی کهن ماتا، در زبان نیای هند و اروپایی مِهتِر بوده است.

  صفتویرایش

  1. اصلی، اولیه، نخستین؛ صنایع مادر.
  2. زمین، خاک.

  استعارهویرایش

  1. مادر فولادزره کنایه از: زن پیر و چاق و مهیب و بدجنس.

––––

برگردان‌هاویرایش

منابعویرایش

  • فرهنگ لغت معین
  • فرهنگ بزرگ سخن