(رَ)

فارسیویرایش

ریشه‌شناسیویرایش

  1. صورة

اسمویرایش

  1. سیما، شکل.
  2. رخسار.
  3. پیکره، نقش.
  4. ظاهر.
  5. کیفیت، چگونگی.
  6. فهرست، لیست، سیاهه.
  7. در ریاضی بخشی از یک کسر که در بالای خط کسری نوشته می‌شود.

منابعویرایش

  • فرهنگ لغت معین

اسمویرایش

  1. صورت
  2. رخ، رو، چهره

ریشه‌شناسیویرایش

از صورة عربی.

مترادف‌هاویرایش

متضادهاویرایش

برگردان‌هاویرایش

ایتالیایی

اسمویرایش

faccia

lista

اسمویرایش

viso

انگلیسی
whomever