فارسیویرایش

ریشه لغتویرایش

  • فارسی

آوایشویرایش

  • /بَستَن/

  مصدر متعدیویرایش

بستن

  1. گذرگاه یا مدخل جایی یا چیزی را مسدود کردن؛ روی هم گذاشتن صفحه‌های چیزی مانند کتاب، چیزی را با گره، گیره، بند، و مانند آنها به چیز یا جایی متصل کردن.
  2. به بند کشیدن، منجمد کردن، نقاشی کردن، منجمد شدن، مغلوب کردن، نسبت دادن.


––––

برگردان‌هاویرایش

منابعویرایش

  • فرهنگ بزرگ سخن
  • فرهنگ لغت معین